فرهنگ آریان‌پور

زدن - سیلی -

#۱۰۹٬۱۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

box

جعبه، قوطى، صندوق، اطاقک، جاى ویژه، لژ، توگوشى، سیلى، بوکس مشت زدن، بوکس بازى کردن، سیلى زدن، درجعبه محصور کردن، (غالباً با out یا in) احاطه کردن، درقاب یا چهار چوب گذاشتن

۲

slap

با کف دست زدن، سیلى، تودهنى، ضربت، ضربت سریع، صداى چلب چلوپ، سیلى زدن، تپانچه زدن، زدن

۳

spat

(past of spit) ـ حلزون خوراکى خیلى کوچک، بچه حلزون، مرافعه، کشمکش کردن، سیلى، سیلى زدن، به سیخ کشید، تف کرد، سوراخ کرد