فرهنگ آریانپور
زدن - سیلی -
#۱۰۹٬۱۷۸
box
جعبه، قوطى، صندوق، اطاقک، جاى ویژه، لژ، توگوشى، سیلى، بوکس مشت زدن، بوکس بازى کردن، سیلى زدن، درجعبه محصور کردن، (غالباً با out یا in) احاطه کردن، درقاب یا چهار چوب گذاشتن
slap
با کف دست زدن، سیلى، تودهنى، ضربت، ضربت سریع، صداى چلب چلوپ، سیلى زدن، تپانچه زدن، زدن
spat
(past of spit) ـ حلزون خوراکى خیلى کوچک، بچه حلزون، مرافعه، کشمکش کردن، سیلى، سیلى زدن، به سیخ کشید، تف کرد، سوراخ کرد