فرهنگ آریان‌پور

زدن - سیخ -

#۱۰۹٬۱۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

gig

هر چیز چرخنده، درشکه تک اسبه که دو چرخ دارد، نوعى کرجى پارویى یا بادبانى، نیزه، (معنى مجازى) فرفره، چیز غریب و خنده دار، آدم غریب، شوخى، خنده دار، نیزه ماهى گیرى، قایق پارویى سریع السیر، با زوبین ماهى گرفتن، سیخ زدن، کردن، خوابدار کردن

۲

jab

ضربت با چیز تیز، ضربت با مشت، خرد کردن، سک زدن، سیخ زدن، خنجر زدن، سوراخ کردن

۳

poke

سیخونک، ضربت با چیز نوک تیز، فشار با نوک انگشت، حرکت، سکه، سکه زدن، فضولى در کار دیگران، سیخ زدن، به هم زدن، هل دادن، سقلمه زدن، کنجکاوى کردن، به هم زدن آتش بخارى (با سیخ)، زدن، آماس

۴

prod

سیخ زدن، سک زدن، برانگیختن، ترغیب

۵

yerk

سیخ زدن، سک زدن، برانگیزاندن، شلاق زدن کوبیدن، قاپیدن و بردن، محکم بستن، فشار دادن، هل دادن، شکاف برداشتن، لگد، مشت، ضربت، حرکت سریع و شدید