فرهنگ آریان‌پور

زدن - سوسو -

#۱۰۹٬۱۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

blink

چشمک زدن، سوسو زدن، تجاهل کردن، نادیده گرفته، نگاه مختصر، چشمک

۲

gleam

نور ضعیف، پرتو آنى، سوسو، (مجازى) تظاهر موقتى، نور دادن، سوسو زدن

۳

simper

بى جا خندیدن، سفیهانه خندیدن، خنده زورکى کردن، پوزخند زدن، سوسو زدن (نور)

۴

glimmer

روشنایى ضعیف، نور کم، درک اندک، خرده، تکه، کور کورى کردن، سوسو زدن، با روشنایى ضعیف تابیدن

۵

shimmer

سوسو زدن، روشن و خاموش شدن، روشنایى لرزان داشتن، داراى تصویر یا شکل لرزان و مرتعش بودن، تموج داشتن، موج زدن