فرهنگ آریانپور
زدن - دید -
#۱۰۹٬۱۳۹
sight
بینایى، دید، نظر، منظره، رویت کردن، بینش، باصره، تماشا، آلت نشانه روى، جلوه، قیافه، جنبه، چشم، قدرت دید، دیدگاه، هدف، دیدن، دید زدن، نشان کردن، بازرسى کردن
appraisal
ارزیابى، تعیین قیمت، تقویم، ارزیابى کردن، تعیین قیمت کردن، دید زدن