فرهنگ آریان‌پور

زدن - دستبرد -

#۱۰۹٬۱۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

rob

دستبرد زدن، دزدیدن، ربودن، چاپیدن، لخت کردن

۲

steal

(past: stole ; past participle: stolen) ـ دستبرد زدن، دزدیدن، بسرقت بردن، ربودن، بلند کردن چیزى

۳

defalcate

کسر کردن (ازپول یا حساب)، اختلاس کردن، دستبرد زدن (به پول)