فرهنگ آریان‌پور

زدن - داغ -

#۱۰۹٬۱۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

brand

داغ، داغ و درفش، نشان، انگ، نیمسوز، آتشپاره، جور، جنس، نوع، مارک، علامت، رقم، (مجازى) لکه بدنامى، (در شعر) داغ کردن، داغ زدن، (مجازى) خاطرنشان کردن، لکه دار کردن

۲

cauterize

داغ کردن، داغ زدن، سوزاندن