فرهنگ آریان‌پور

زدن - حرف -

#۱۰۹٬۱۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

say

(past: said ; past participle: said) ـ گفتن، اظهار داشتن، حرف زدن، بیان کردن، سخن گفتن، صحبت کردن سخن، حرف، اظهار، نوبت حرف زدن، مثلا

۲

talk

گفتگو، صحبت، حرف، مذاکره، حرف زدن

۳

speak

(past: spoke ; past participle: spoken) ـ درآییدن، سخن گفتن، حرف زدن، صحبت کردن، تکلم کردن، گفتگو کردن، سخنرانى کردن