فرهنگ آریانپور
زدن - حدس -
#۱۰۹٬۱۱۰
rede
مشورت، پند، تدبیر، مشورت دادن، حدس زدن، هدایت کردن، واقعه، جریان، وقوع، مصلحت
guess
حدس، گمان، ظن، تخمین، فرض، حدس زدن، تخمین زدن
infer
استنتاج کردن، استنباط کردن، پى بردن به، (زبان عامیانه) حدس زدن، اشاره کردن بر
imagine
تصور کردن، پنداشتن، فرض کردن، انگاشتن، حدس زدن، تفکر کردن
surmise
حدس زدن، گمان بردن، حدس، گمان، تخمین، ظن
conjecture
گمان، حدس، ظن، تخمین، حدس زدن، گمان بردن
guesstimate
حدس زدن، (بدون داشتن اطلاعات کافى) تخمین زدن