فرهنگ آریان‌پور

زدن - حدس -

#۱۰۹٬۱۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

rede

مشورت، پند، تدبیر، مشورت دادن، حدس زدن، هدایت کردن، واقعه، جریان، وقوع، مصلحت

۲

guess

حدس، گمان، ظن، تخمین، فرض، حدس زدن، تخمین زدن

۳

infer

استنتاج کردن، استنباط کردن، پى بردن به، (زبان عامیانه) حدس زدن، اشاره کردن بر

۴

imagine

تصور کردن، پنداشتن، فرض کردن، انگاشتن، حدس زدن، تفکر کردن

۵

surmise

حدس زدن، گمان بردن، حدس، گمان، تخمین، ظن

۶

conjecture

گمان، حدس، ظن، تخمین، حدس زدن، گمان بردن

۷

guesstimate

حدس زدن، (بدون داشتن اطلاعات کافى) تخمین زدن