فرهنگ آریان‌پور

زدن - توپ -

#۱۰۹٬۰۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

bid

(past: bid, bade ; past participle: bid, bidden) ـ فرمودن، امر کردن، دعوت کردن، پیشنهاد کردن، توپ زدن، خداحافظى کردن، قیمت خریدرا معلوم کردن، مزایده، پیشنهاد

۲

ante

بالا بردن، نشان دادن، توپ زدن پیشوندى است به معنى " پیش " و " قبل از " و " در جلو "

۳

bunt

فشار با سر، (در بیسبال) زدن توپ، ناخوشى قارچى گندم، غربال، زدن، فشار دادن، (زبان عامیانه) توپ زدن، الک کردن، اصلاح کردن

۴

bluff

توپ زدن، حریف را از میدان در کردن، توپ، قمپز، چاخان، سراشیب، پرتگاه

۵

kick off

توپ زدن، شروع مسابقه فوتبال