فرهنگ آریان‌پور

زدن - تازیانه -

#۱۰۹٬۰۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

flog

شلاق زدن، تازیانه زدن، تنبیه کردن، انتقاد سخت کردن

۲

lick

لیس، لیسه، لیسیدن، زبان زدن، زبانه کشیدن، فرا گرفتن، تازیانه زدن، مغلوب کردن

۳

whip

تازیانه، شلاق، حرکت تند و سریع و با ضربت، شلاق زدن، تازیانه زدن

۴

knout

شلاق، تازیانه زدن

۵

stripe

مارک، علامت، درجه نظامى، پاگون، خط راه راه، یراق، پارچه راه راه، راه راه کردن، تازیانه زدن

۶

lambast

(lambaste =) ـ تازیانه، شلاق، تازیانه زدن، زخم زبان زدن

۷

rawhide

خامسوز، پوست خام، پوست دباغى نشده، تازیانه، تازیانه زدن

۸

scourge

تازیانه، شلاق، بلا، وسیله تنبیه، غضب خداوند، گوشمالى، تازیانه زدن، تنبیه کردن

۹

lambaste

(lambast =) ـ تازیانه، شلاق، تازیانه زدن، زخم زبان زدن

۱۰

flagellate

تاژک دار، شلاق زدن، تازیانه زدن، تاژک دار شدن