فرهنگ آریانپور
زدن - تازیانه -
#۱۰۹٬۰۶۳
flog
شلاق زدن، تازیانه زدن، تنبیه کردن، انتقاد سخت کردن
lick
لیس، لیسه، لیسیدن، زبان زدن، زبانه کشیدن، فرا گرفتن، تازیانه زدن، مغلوب کردن
whip
تازیانه، شلاق، حرکت تند و سریع و با ضربت، شلاق زدن، تازیانه زدن
knout
شلاق، تازیانه زدن
stripe
مارک، علامت، درجه نظامى، پاگون، خط راه راه، یراق، پارچه راه راه، راه راه کردن، تازیانه زدن
lambast
(lambaste =) ـ تازیانه، شلاق، تازیانه زدن، زخم زبان زدن
rawhide
خامسوز، پوست خام، پوست دباغى نشده، تازیانه، تازیانه زدن
scourge
تازیانه، شلاق، بلا، وسیله تنبیه، غضب خداوند، گوشمالى، تازیانه زدن، تنبیه کردن
lambaste
(lambast =) ـ تازیانه، شلاق، تازیانه زدن، زخم زبان زدن
flagellate
تاژک دار، شلاق زدن، تازیانه زدن، تاژک دار شدن