فرهنگ آریان‌پور

زدن - بزمین -

#۱۰۹٬۰۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

fell

(past: fell ; past participle: fallen) ـ خزان، پائیز، سقوط، هبوط، نزول، زوال، آبشار، افتادن، ویران شدن، فرو ریختن، پایین آمدن، تنزل کردن fall

۲

floor

کف اتاق، کف زمین، بستر (دره و غیره)، بزمین زدن، شکست دادن، کف سازى کردن، کف، اشکوب، طبقه

۳

overbear

(past: overbore ; past participle: overborne) ـ بزمین زدن، مغلوب کردن، زیاد میوه دادن