فرهنگ آریان‌پور

زدن - بانگ -

#۱۰۹٬۰۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

cry

فریاد زدن، داد زدن، گریه کردن، صدا کردن، فریاد، گریه، خروش، بانگ، بانگ زدن

۲

crow

(past: crowed, crew ; past participle: crowed) ـ غراب، کلاغ، اهرم، دیلم، بانگ زدن، بانگ خروس

۳

exclaim

از روى تعجب فریاد زدن، اعلام کردن، بعموم آگهى دادن، بانگ زدن