فرهنگ آریان‌پور

زحمت - اسباب -

#۱۰۸٬۸۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

encumbrance

بار، قید، مانع، اسباب زحمت، گرفتارى، گرو

۲

discommodity

ناراحتى، زحمت، اسباب زحمت، مزاحمت

۳

inconvenience

زحمت، ناراحتى، دردسر، ناسازگارى، ناجورى، نامناسبى، آسیب، اذیت، اسباب زحمت