فرهنگ آریان‌پور

زبر

#۱۰۸٬۷۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

rough

زبر، خشن، درشت، زمخت، ناهموار، ناهنجار، دست مالى کردن، به هم زدن، زمخت کردن

۲

coarse

زبر، خشن، زمخت، بى ادب، درشت

۳

shaggy

زبر، درهم، کرک شده، مو دراز، پر مو، پشمالو

۴

bristly

زبر، داراى موى زبر، جنگى

۵

scaly

فلس مانند، فلس فلس، پولک دار، زبر، ناهموار

۶

stark

خشن، زبر، شجاع، خشک و سرد (در مورد زمین)، شاق، قوى، کامل، سرراست، رک، صرف، مطلق، حساس، سفت، سرسخت، پاک، تماماً

۷

russet

حنایى، خرمایى، روستایى، ضخیم، زبر

۸

stubby

پر از کنده درخت، ریشه دار، سیخ سیخ، زبر

۹

prickly

تیغ دار، زبر، خراش دهنده

۱۰

shagged

موى زبر، موى کرک شده، موى درهم و بر هم، توتون زبر، پارچه مویى زبر، آویزان بودن، درهم و بر هم ساختن، پر مو ساختن، خشن ساختن، تکان دادن، لرزاندن

۱۱

stubbly

پوشیده از کاهبن، شبیه کاهبن، زبر، پرمو، نتراشیده

۱۲

scabrous

زننده، هرزه، ناهموار، زبر، پوسته پوسته، دان دان، خشن

۱۳

russeting

(russetting =) ـ سیب قرمز زمستانى، روستایى، ضخیم، زبر

۱۴

russetting

(russeting =) ـ سیب قرمز زمستانى، روستایى، ضخیم، زبر

۱۵

coarse grained

داراى دانه خشن، ناصاف، زبر، درشت

۱۶

ragged

کهنه، لته، ژنده، لباس مندرس، کهنه شدن، بى مصرف شدن rag

۱۷

grainy

دانه دانه، دانه اى، دانه دار، مانند رگه چوب