فرهنگ آریان‌پور

ریاست کردن بر

#۱۰۷٬۱۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

boss

رئیس کارفرما، ارباب، برجسته، برجسته کارى، ریاست کردن بر، اربابى کردن (بر)، نقش برجسته تهیه کردن، برجستگى

۲

preside

کرسى ریاست را اشغال کردن، ریاست کردن بر، ریاست جلسه را بعهده داشتن، اداره کردن هدایت کردن، سرپرستى کردن