فرهنگ آریان‌پور

ریاست‌ کردن

#۱۰۷٬۱۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

head

نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58)

۲

chair

صندلى، مقر، کرسى استادى در دانشگاه، برکرسى یا صندلى نشاندن