فرهنگ آریان‌پور

اشباع

#۱۰٬۶۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

saturation

اشباع

۲

glut

پر کردن، اشباء کردن، پر خوردن، پرخورى، پرى، عرضه بیش از تقاضا، (پزشکى) زیادى خون، اشباع، پاره آجر، سیر کردن، اشباع کردن، با حرص و ولع خوردن

۳

soak

خیساندن، خیس خوردن، رسوخ کردن، به وسیله مایع اشباع شدن، غوطه دادن، در آب فرو بردن، عمل خیساندن، خیس خورى، غوطه، غوطه ورى، غسل

۴

satiation

اقناع، اشباع

۵

suffusion

پرى (pori)، اشباع، زیر ریزى

۶

imbibition

جذب، استنشاق، (مجازى) درک، اشباع

۷

impregnation

آبستن سازى، اشباع