فرهنگ آریانپور
اشباع
#۱۰٬۶۷۴
saturation
اشباع
glut
پر کردن، اشباء کردن، پر خوردن، پرخورى، پرى، عرضه بیش از تقاضا، (پزشکى) زیادى خون، اشباع، پاره آجر، سیر کردن، اشباع کردن، با حرص و ولع خوردن
soak
خیساندن، خیس خوردن، رسوخ کردن، به وسیله مایع اشباع شدن، غوطه دادن، در آب فرو بردن، عمل خیساندن، خیس خورى، غوطه، غوطه ورى، غسل
satiation
اقناع، اشباع
suffusion
پرى (pori)، اشباع، زیر ریزى
imbibition
جذب، استنشاق، (مجازى) درک، اشباع
impregnation
آبستن سازى، اشباع