فرهنگ آریانپور
اشامیدنی
#۱۰٬۶۶۸
potable
آشامیدنى، نوشیدنى، قابل شرب
drink
(past: drank ; past participle: drunk) ـ آشامیدن، نوشانیدن، آشامیدنى، نوشابه، مشروب
beverage
مشروب، آشامیدنى، نوشابه، شربت
fresh
تر و تازه، تازه، خرم، زنده، با نشاط، با روح، خنک، سرد، تازه نفس، تازه کار ناآزموده، پر رو، جسور، به تارزگى، خنک ساختن، تازه کردن، خنک شدن، آماده، سرخوش، (در مورد آب) شیرین
sweet
شیرین، خوش، مطبوع، نوشین
drinkable
قابل آشامیدن