فرهنگ آریان‌پور

اشامیدنی

#۱۰٬۶۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

potable

آشامیدنى، نوشیدنى، قابل شرب

۲

drink

(past: drank ; past participle: drunk) ـ آشامیدن، نوشانیدن، آشامیدنى، نوشابه، مشروب

۳

beverage

مشروب، آشامیدنى، نوشابه، شربت

۴

fresh

تر و تازه، تازه، خرم، زنده، با نشاط، با روح، خنک، سرد، تازه نفس، تازه کار ناآزموده، پر رو، جسور، به تارزگى، خنک ساختن، تازه کردن، خنک شدن، آماده، سرخوش، (در مورد آب) شیرین

۵

sweet

شیرین، خوش، مطبوع، نوشین

۶

drinkable

قابل آشامیدن