فرهنگ آریان‌پور

اشامیدن

#۱۰٬۶۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

bib

نوشیدن، آشامیدن، پیش بند بچه

۲

swig

جرعه طولانى نوشیدن، آشامیدن، جرعه

۳

drink

(past: drank ; past participle: drunk) ـ آشامیدن، نوشانیدن، آشامیدنى، نوشابه، مشروب

۴

swizzle

انواع مشروبات الکلى محتوى یخ و شکر، مشروب مست کننده، آشامیدن، بلعیدن

۵

imbibe

نوشیدن، اشباع کردن، جذب کردن، خیساندن، تحلیل بردن، فرو بردن، در کشیدن

۶

consume

مصرف کردن، تحلیل رفتن، از پا درآمدن