فرهنگ آریانپور
اشامیدن
#۱۰٬۶۶۵
bib
نوشیدن، آشامیدن، پیش بند بچه
swig
جرعه طولانى نوشیدن، آشامیدن، جرعه
drink
(past: drank ; past participle: drunk) ـ آشامیدن، نوشانیدن، آشامیدنى، نوشابه، مشروب
swizzle
انواع مشروبات الکلى محتوى یخ و شکر، مشروب مست کننده، آشامیدن، بلعیدن
imbibe
نوشیدن، اشباع کردن، جذب کردن، خیساندن، تحلیل بردن، فرو بردن، در کشیدن
consume
مصرف کردن، تحلیل رفتن، از پا درآمدن