اشاره
#۱۰٬۶۰۲
beck
اشاره، تکان سریادست، تعظیم کردن، با سر تصدیق کردن یا حالى کردن چیزى، سرتکان دادن
hint
اشاره، ایما، تذکر، چیز خیلى جزیى، اشاره کردن
beckon
اشاره، اشاره کردن (با سر یا دست)، با اشاره صدا زدن
gesture
اشاره، حرکت، اشارات و حرکات در موقع سخن گفتن، وضع، رفتار، ژست، قیافه، ادا
inkling
اشاره، پى، اطلاع مختصرى که با آن به چیزى پى برند، گزارش، آگاهى، خبر، کوره خبر
cue
راهنمایى کردن، با چوب بیلیارد زدن، صف بستن، اشارت، اشاره کردن، سخن رهنما، ایماء، اشاره براى راهنمایى خواننده یا گوینده یا بازیگر، چوب بیلیارد، صف، ردیف
gest
(geste =) ـ حرکت، کار نمایان، هم صحبت، رفتار، قیافه، اشاره
geste
(gest =) ـ حرکت، کار نمایان، هم صحبت، رفتار، قیافه، اشاره
action
کنش، کردار، کار، عمل، فعل، اقدام، رفتار، جدیت، جنبش، حرکت، جریان، اشاره، تاثیر، اثر جنگ، نبرد، پیکار، اشغال نیرو هاى جنگى، گزارش، وضع، طرز عمل، (حقوق) اقامه ى دعوا، جریان حقوقى، تعقیب، بازى، تمرین، سهم، سهام شرکت
ensign
نشان، پرچم، علم، پرچم دار، (آمر) ناوبان دوم، اشاره، دسته، گروه، سربازى که حامل پرچم است رنگ آبى کمرنگ
allusion
گریز، اشاره، کنایه، اغفال
innuendo
معنى، مقصود، یعنى، (مجازى) تشریح، شرح، اشاره، تلویحا اشاره کردن، ادا کردن، کنایه
indication
نشان، اشاره، دلالت، اشعار، نشانه، نماینده
insinuation
تاب، پیچ، موج، اشاره، رخنه یابى، خود جاکنى، نفوذ، دخول تدریجى، دخول غیر مستقیم
demonstrative
اثبات کننده، مدلل کننده، شرح دهنده، صفت اشاره، ضمیر اشاره، اسم اشاره تئاتر و غیره