فرهنگ آریان‌پور

اشاره

#۱۰٬۶۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

beck

اشاره، تکان سریادست، تعظیم کردن، با سر تصدیق کردن یا حالى کردن چیزى، سرتکان دادن

۲

hint

اشاره، ایما، تذکر، چیز خیلى جزیى، اشاره کردن

۳

beckon

اشاره، اشاره کردن (با سر یا دست)، با اشاره صدا زدن

۴

gesture

اشاره، حرکت، اشارات و حرکات در موقع سخن گفتن، وضع، رفتار، ژست، قیافه، ادا

۵

inkling

اشاره، پى، اطلاع مختصرى که با آن به چیزى پى برند، گزارش، آگاهى، خبر، کوره خبر

۶

cue

راهنمایى کردن، با چوب بیلیارد زدن، صف بستن، اشارت، اشاره کردن، سخن رهنما، ایماء، اشاره براى راهنمایى خواننده یا گوینده یا بازیگر، چوب بیلیارد، صف، ردیف

۷

gest

(geste =) ـ حرکت، کار نمایان، هم صحبت، رفتار، قیافه، اشاره

۸

geste

(gest =) ـ حرکت، کار نمایان، هم صحبت، رفتار، قیافه، اشاره

۹

action

کنش، کردار، کار، عمل، فعل، اقدام، رفتار، جدیت، جنبش، حرکت، جریان، اشاره، تاثیر، اثر جنگ، نبرد، پیکار، اشغال نیرو هاى جنگى، گزارش، وضع، طرز عمل، (حقوق) اقامه ى دعوا، جریان حقوقى، تعقیب، بازى، تمرین، سهم، سهام شرکت

۱۰

ensign

نشان، پرچم، علم، پرچم دار، (آمر) ناوبان دوم، اشاره، دسته، گروه، سربازى که حامل پرچم است رنگ آبى کمرنگ

۱۱

allusion

گریز، اشاره، کنایه، اغفال

۱۲

innuendo

معنى، مقصود، یعنى، (مجازى) تشریح، شرح، اشاره، تلویحا اشاره کردن، ادا کردن، کنایه

۱۳

indication

نشان، اشاره، دلالت، اشعار، نشانه، نماینده

۱۴

insinuation

تاب، پیچ، موج، اشاره، رخنه یابى، خود جاکنى، نفوذ، دخول تدریجى، دخول غیر مستقیم

۱۵

demonstrative

اثبات کننده، مدلل کننده، شرح دهنده، صفت اشاره، ضمیر اشاره، اسم اشاره تئاتر و غیره‌