فرهنگ آریان‌پور

اش شله قلمکار

#۱۰٬۵۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

jambalaya

آش شله قلمکار

۲

mishmash

(hodgepodge =) ـ مخلوط، آش شله قلمکار

۳

patchwork

وصله دوزى، مرصع، چهل تکه، قلابدوزى، کار سر هم بندى، جسته گریخته، آش شله قلمکار

۴

hotchpotch

آش درهم و بر هم، آش شله قلمکار

۵

hash

درهم، درهم کردن، خرد کردن، گوشت و سبزه هاى پخته که با هم بیامیزند، آمیزش، مخلوط، مخلوط کردن، ریزه ریزه کردن، آدم کودن

۶

mess

یک خوراک (از غذا)، یک ظرف غذا، هم غذایى (در ارتش و غیره) ـ شلوغ کارى کردن، آلوده کردن، آشفته کردن mess mixed bag

۷

medley

آمیخته، اختلاط، مختلط، رنگارنگ، زد و خورد، (موسیقى) قطعه موسیقى مختلط

۸

motley

رنگارنگ، آمیخته، مختلط، لباس رنگارنگ دلقک ها، لباس چهل تکه

۹

melange

آمیزه، ترکیب، مخلوط، آمیختگى، اختلاط

۱۰

hodgepodge

خوراک همه چیز درهم، چیز درهم و بر هم

۱۱

fragmentary

(fragmental =) ـ پاره پاره، جزء جزء، شکسته، ریز شده، ناقص