فرهنگ آریانپور
اش شله قلمکار
#۱۰٬۵۹۶
jambalaya
آش شله قلمکار
mishmash
(hodgepodge =) ـ مخلوط، آش شله قلمکار
patchwork
وصله دوزى، مرصع، چهل تکه، قلابدوزى، کار سر هم بندى، جسته گریخته، آش شله قلمکار
hotchpotch
آش درهم و بر هم، آش شله قلمکار
hash
درهم، درهم کردن، خرد کردن، گوشت و سبزه هاى پخته که با هم بیامیزند، آمیزش، مخلوط، مخلوط کردن، ریزه ریزه کردن، آدم کودن
mess
یک خوراک (از غذا)، یک ظرف غذا، هم غذایى (در ارتش و غیره) ـ شلوغ کارى کردن، آلوده کردن، آشفته کردن mess mixed bag
medley
آمیخته، اختلاط، مختلط، رنگارنگ، زد و خورد، (موسیقى) قطعه موسیقى مختلط
motley
رنگارنگ، آمیخته، مختلط، لباس رنگارنگ دلقک ها، لباس چهل تکه
melange
آمیزه، ترکیب، مخلوط، آمیختگى، اختلاط
hodgepodge
خوراک همه چیز درهم، چیز درهم و بر هم
fragmentary
(fragmental =) ـ پاره پاره، جزء جزء، شکسته، ریز شده، ناقص