فرهنگ آریان‌پور

رواج داشتن

#۱۰۵٬۳۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

go

(past: went ; past participle: gone) ـ رفتن، روانه ساختن، رهسپار شدن، عزیمت کردن، گذشتن، عبور کردن، کار کردن، گشتن، رواج داشتن، تمام شدن، راه رفتن، نابود شدن، روى دادن، بر آن بودن، درصدد بودن، راهى شدن

۲

prevail

چربیدن، غالب آمدن، مستولى شدن، شایع شدن

۳

subsist

زیست کردن، ماندن، گذران کردن