فرهنگ آریانپور
رواج داشتن
#۱۰۵٬۳۹۷
go
(past: went ; past participle: gone) ـ رفتن، روانه ساختن، رهسپار شدن، عزیمت کردن، گذشتن، عبور کردن، کار کردن، گشتن، رواج داشتن، تمام شدن، راه رفتن، نابود شدن، روى دادن، بر آن بودن، درصدد بودن، راهى شدن
prevail
چربیدن، غالب آمدن، مستولى شدن، شایع شدن
subsist
زیست کردن، ماندن، گذران کردن