فرهنگ آریان‌پور

رواج

#۱۰۵٬۳۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

vogue

رسم معمول، رواج، عادت، مرسوم، مد، متداول، عمومى و رایج

۲

currency

پول رایج، رواج، انتشار، پول

۳

prevalence

شیوع، پخش، نفوذ، تفوق، درجه شیوع، رواج

۴

circulation

گردش، دوران، انتشار، جریان، دوران خون، رواج، پول رایج، تیراژ (روزنامه یامجله)، تیراژ

۵

propagation

پخش، ترویج، گسترش، تکثیر، تبلیغ، انتشار، رواج، پراکنى

۶

style

سبک، شیوه، روش، خامه، سبک نگارش، سلیقه، سبک متداول، قلم، میله، متداول شدن، معمول کردن، مد کردن، نامیدن

۷

trend

گرایش، تمایل، آلودگى لوزه و حلق و گلو باسیل

۸

spread

(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن

۹

resurgence

بازخیز، تجدید حیات، تجدید فعالیت، طغیان مجدد