فرهنگ آریانپور
رواج
#۱۰۵٬۳۸۶
vogue
رسم معمول، رواج، عادت، مرسوم، مد، متداول، عمومى و رایج
currency
پول رایج، رواج، انتشار، پول
prevalence
شیوع، پخش، نفوذ، تفوق، درجه شیوع، رواج
circulation
گردش، دوران، انتشار، جریان، دوران خون، رواج، پول رایج، تیراژ (روزنامه یامجله)، تیراژ
propagation
پخش، ترویج، گسترش، تکثیر، تبلیغ، انتشار، رواج، پراکنى
style
سبک، شیوه، روش، خامه، سبک نگارش، سلیقه، سبک متداول، قلم، میله، متداول شدن، معمول کردن، مد کردن، نامیدن
trend
گرایش، تمایل، آلودگى لوزه و حلق و گلو باسیل
spread
(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن
resurgence
بازخیز، تجدید حیات، تجدید فعالیت، طغیان مجدد