فرهنگ آریان‌پور

رواج دادن

#۱۰۵٬۳۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

issue

بر آمد، پى آمد، نشریه، فرستادن، بیرون آمدن، خارج شدن، صادر شدن، ناشى شدن، انتشار دادن، رواج دادن، نژاد، نوع، عمل، کردار، اولاد، نتیجه بحث، موضوع، شماره

۲

propound

مطرح کردن، پیشنهاد کردن، ارائه دادن، تقدیم کردن، رواج دادن

۳

propagate

گستردن، (به وسیله تولید مثل) تکثیر کردن، زیاد کردن، پروردن، قلمه زدن، منتشر کردن، انتشار دادن، پخش کردن، پخش شدن، رواج دادن

۴

foster

غذا، نسل، بچه سر راهى، پرستار، دایه، غذا دادن، شیر دادن، پرورش دادن

۵

promote

ترفیع دادن، ترقى دادن، ترویج کردن

۶

generalize

به طور عام گفتن، عمومیت دادن (به)، عمومى کردن، تعمیم دادن، کلیت بخشیدن

۷

promulgate

اعلام کردن، انتشار دادن، ترویج کردن