فرهنگ آریان‌پور

روا کردن

#۱۰۵٬۳۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

permit

اجازه دادن، مجاز کردن، روا کردن، ندیده گرفتن، پروانه، جواز، اجازه

۲

legalize

قانونى کردن، اعتبار قانونى دادن، برسمیت شناختن