فرهنگ آریانپور
روا
#۱۰۵٬۳۶۰
free
آزاد، مستقل، میدانى، مطلق، اختیارى، مختار، مجانى، رایگان، سخاوتمندانه، روا، مجاز، منفصل، رها، به طور مجانى، آزاد کردن، ترخیص کردن
licit
مشروع، حلال، قانونى، روا، مجاز، حراج، فروش از طریق مزایده
lawful
قانونى، مشروع، مجاز، حلال، داتایى، بربستى، روا
admitance
دخول، ورود، بار، اجازه ى دخول، (معنى مجازى) تصدیق، روا، مجاز، گذرایى
allowable
جایز، مجاز، روا، قابل قبول
admissible
قابل قبول، قابل تصدیق، پذیرفتنى، روا، مجاز
admissibll
مجاز، روا
permissive
آسان گیر، مجاز، روا
permissible
مجاز، روا، رخصت دادنى
fair
زیبا، لطیف، نسبتا خوب، متوسط، بور، بدون ابر، منصف، نمایشگاه، بازار مکاره، بى طرفانه
valid
معتبر، صحیح، قوى، سالم، قانونى، درست، داراى اعتبار، موثر
legal
قانونى، شرعى، مشروع، حقوقى
customary
عادى، مرسوم
authorized
مجاز