فرهنگ آریان‌پور

رهروی‌ کردن

#۱۰۵٬۱۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

wade

به آب زدن، بسختى رفتن، در آب راه رفتن

۲

march

راه پیمایى، قدم رو، قدم بردارى، گام نظامى، موسیقى نظامى یا مارش، سیر، روش، پیشروى، ماه مارس، راه پیمایى کردن، قدم رو کردن، نظامى وار راه رفتن، پیشروى کردن، تاختن بر

۳

ambulate

راه رفتن، حرکت کردن، درحرکت بودن