فرهنگ آریان‌پور

رها کردن

#۱۰۵٬۰۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

extricate

رها کردن، خلاصى بخشیدن، آزاد کردن

۲

disencumber

رها کردن (از بار یا مانع)، از قید آزاد کردن

۳

disembarrass

رها کردن، از گرفتارى خلاص کردن

۴

lax

لخت، سست، شل، سهل انگار، اهمال کار، لینت مزاج، شل کردن، ول کردن، رها کردن

۵

let

(past: let ; past participle: let) ـ گذاشتن، اجازه دادن، رها کردن، ول کردن، اجاره دادن، اجاره رفتن، درنگ کردن، مانع، انسداد، اجاره دهى

۶

bolt

پیچ، توپ پارچه، از جاجستن، رها کردن راست، به طور عمودى، مستقیما، ناگهان

۷

drop

افت، سقوط، ژیگ، قطره، چکه، نقل، آب نبات، از قلم انداختن، افتادن، چکیدن، رها کردن، انداختن، قطع مراوده

۸

forgo

(past: forwent ; past participle: forgone) ـ چشم پوشیدن از، صرفنظر کردن از، رها کردن

۹

leave

(past: left ; past participle: left) ـ برگ دادن، جوانه زدن، باقى گذاردن، رها کردن، ول کردن، گذاشتن، دست کشیدن از، رهسپار شدن، عازم شدن، ترک کردن برگ درخت، اجازه، اذن، مرخصى، رخصت

۱۰

abandon

ترک گفتن، واگذار کردن، تسلیم شدن، رها کردن، تبعید کردن، واگذارى، رها سازى، بى خیالى

۱۱

forsake

(past: forsook ; past participle: forsaken) ـ ول کردن، ترک، رها کردن، انکار کردن

۱۲

liberate

آزاد کردن، رها کردن، تجزیه کردن

۱۳

dispossess

از تصرف محروم کردن، بى بهره کردن، محروم کردن، دور کردن، بیرون کردن، رها کردن

۱۴

disentangle

از گیر در آوردن، رها کردن، باز کردن

۱۵

hang off

(hang back =) ـ رها کردن، عقب کشیدن، پس زدن

۱۶

ditch

خندق، حفره، راه آب، نهر آب، گودال کندن