فرهنگ آریانپور
رها سازی
#۱۰۵٬۰۵۳
quit
(past: quit, quitted ; past participle: quit, quitted) ـ ول کردن، دست کشیدن از، تسلیم شدن ترک، متارکه، رها سازى، خلاصى
abandon
ترک گفتن، واگذار کردن، تسلیم شدن، رها کردن، تبعید کردن، واگذارى، رها سازى، بى خیالى
abandonment
ترک، رها سازى، واگذارى، دل کندن
dereliction
ترک، رها سازى، فتور و سستى
emancipation
آزادى، رهایى، رستگارى، رها سازى، تخلیص
desertion
ترک خدمت، گریز، فرار، بى وفایى
triggering
ماشه، رها کردن، راه انداختن، ماشه اسلحه، گیره، سنگ زیر چرخ، چرخ نگهدار، ماشه (چیزى را) کشیدن trigger