واژههای فارسی←رنگ کردن - بد -فرهنگ آریانپوررنگ کردن - بد -#۱۰۴٬۸۵۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱splodgeاندودن، مالیدن (با)، بد رنگ کردن، چرک کردن، کثیف کردن، اندودواژههای نزدیک در الفبارنگ کاکائومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرنگ کبودمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرنگ کتان شسته نشدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرنگ کتانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرنگ کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرنگ کردن - ابنوسی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر