فرهنگ آریان‌پور

رنگ کردن

#۱۰۴٬۸۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

paint

رنگ کردن، نگارگرى کردن، نقاشى کردن، رنگ شدن، رنگ نقاشى، رنگ

۲

distain

رنگ کردن، لکه دار کردن، جلا دادن

۳

dye

رنگ، رنگ زنى، رنگ کردن

۴

color

رنگ، فام، بشره، تغییر رنگ دادن، رنگ کردن، ملون کردن

۵

taint

لکه دار کردن، رنگ کردن، آلوده شدن، لکه، ملوث کردن، فاسد کردن، عیب

۶

bedaub

آلودن، ملوث کردن، اندودن، رنگ کردن

۷

colour

رنگ، فام، بشره، تغییر رنگ دادن، رنگ کردن، ملون کردن

۸

besmear

آلودن، اندودن، ملوث کردن، رنگ کردن، کثیف کردن

۹

stain

لک، لکه، داغ، آلودگى، آلایش، ننگ، لکه دار کردن، چرک کردن، زنگ زدن، رنگ شدن، رنگ پس دادن، زنگ زدگى با بی‌ دقتی‌

۱۰

splash

شتک، صداى ترشح، چلپ چلوپ، صداى ریزش، ترشح کردن، چلپ چلوپ کردن، ریختن (با صداى ترشح)، داراى ترشح، داراى صداى چلب چلوپ