فرهنگ آریان‌پور

رنجیدگی

#۱۰۴٬۵۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

grump

قهر، رنجیدگى، ترشرویى کردن

۲

displeasure

رنجش، رنجیدگى، ناخشنودى، نارضایتى، خشم، صدمه

۳

upset

(past: upset ; past participle: upset) ـ واژگون کردن، برگرداندن، چپه کردن، آشفتن، آشفته کردن، مضطرب کردن، شکست غیر منتظره، واژگونى، نژند، ناراحت، آشفته

۴

ruffle

موجدار کردن (مثل باد بر آب)، بر هم زدن، ناصاف کردن، ناهموار کردن، ژولیده کردن، گره زدن، برآشفتن، تلاطم

۵

offense

(offence =) ـ گناه، تقصیر، حمله، یورش، هجوم، اهانت، توهین، دلخورى، رنجش، تجاوز، قانون شکنى، بزه