فرهنگ آریان‌پور

رنج بردن

#۱۰۴٬۴۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

rack

چنگک جا لباسى، بار بند، جا کلاهى، نوعى آلت شکنجه مرکب از چند سیخ یا میله نوک تیز، شکنجه، چرخ دنده دار، عذاب دادن، رنج بردن، بشدت کشیدن، دندانه دار کردن، روى چنگک گذاردن لباس و غیره، طاقچه، قفسه

۲

toil

رنج، محنت، کار پر زحمت، کشمکش، ستیز، پیکار، مجادله، بحث و جدل، محصول رنج، زحمت کشیدن، رنج بردن، تور یاتله، دام

۳

suffer

تحمل کردن، کشیدن، تن در دادن به، رنج بردن

۴

travail

مشقت، درد زایمان، رنج بردن، رنج زحمت، درد کشیدن

۵

bleed

(past: bled ; past participle: bled) ـ خون آمدن از، خون جارى شدن از، خون گرفتن از، خون ریختن، اخاذى کردن

۶

smart

زرنگ، زیرک، ناتو، باهوش، شیک، جلوه گر، تیر کشیدن (ازدرد)، سوزش داشتن

۷

agonize

عذاب دادن، تحریف کردن، به خود پیچیدن، تقلا کردن