فرهنگ آریانپور
رنج بردن
#۱۰۴٬۴۸۶
rack
چنگک جا لباسى، بار بند، جا کلاهى، نوعى آلت شکنجه مرکب از چند سیخ یا میله نوک تیز، شکنجه، چرخ دنده دار، عذاب دادن، رنج بردن، بشدت کشیدن، دندانه دار کردن، روى چنگک گذاردن لباس و غیره، طاقچه، قفسه
toil
رنج، محنت، کار پر زحمت، کشمکش، ستیز، پیکار، مجادله، بحث و جدل، محصول رنج، زحمت کشیدن، رنج بردن، تور یاتله، دام
suffer
تحمل کردن، کشیدن، تن در دادن به، رنج بردن
travail
مشقت، درد زایمان، رنج بردن، رنج زحمت، درد کشیدن
bleed
(past: bled ; past participle: bled) ـ خون آمدن از، خون جارى شدن از، خون گرفتن از، خون ریختن، اخاذى کردن
smart
زرنگ، زیرک، ناتو، باهوش، شیک، جلوه گر، تیر کشیدن (ازدرد)، سوزش داشتن
agonize
عذاب دادن، تحریف کردن، به خود پیچیدن، تقلا کردن