رنج
#۱۰۴٬۴۸۰
toil
رنج، محنت، کار پر زحمت، کشمکش، ستیز، پیکار، مجادله، بحث و جدل، محصول رنج، زحمت کشیدن، رنج بردن، تور یاتله، دام
affliction
رنج، رنجورى، پریشانى، غمزدگى، مصیبت، شکنجه، درد
bale
عدل، لنگه، تا، تاچه، مصیبت، بلا، رنج، محنت، رقصیدن
pain
درد، رنج، زحمت، محنت، درد دادن، درد کشیدن
teen
آسیب، غصه، رنج، درد، اندوه، خشم، تنفر، سنین 13 الى 19 سالگى
agony
درد، رنج، تقلا، سکرات مرگ، جانکندن
labor
(labour =) ـ کار، رنج، زحمت، کوشش، درد زایمان، کارگر، عمله، حزب کارگر، زحمت کشیدن، تقلا کردن، کوشش کردن
thraw
حالت نزع، رنج، درد، عصبانیت، خشم، دردبردن، درد کشیدن، پیچ خورده، دررفته
throe
تیر کشیدن (در د)، زایمان، رنج، گیرودار
trial
محاکمه، دادرسى، آزمایش، امتحان، رنج، کوشش، سعى
labour
(labor =) ـ کار، رنج، زحمت، کوشش، درد زایمان، کارگر، عمله، حزب کارگر، زحمت کشیدن، تقلا کردن، کوشش کردن
fatigue
خستگى، فرسودگى، فرسودن، کوفتگى، رنج، خسته شدن
discomfort
(discomfiture =) ـ ناراحتى، رنج، زحمت، ناراحت کردن
tribulation
محنت، رنج، آزمایش سخت، عذاب، اختلال
discomfiture
(discomfort =) ـ ناراحتى، رنج، زحمت، ناراحت کردن
mortification
ریاضت، پست کردن، رنج، خجلت، فساد
distress
پریشانى، اندوه، محنت، تنگدستى، درد، مضطرب کردن، محنت زده کردن