فرهنگ آریان‌پور

رنج

#۱۰۴٬۴۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

toil

رنج، محنت، کار پر زحمت، کشمکش، ستیز، پیکار، مجادله، بحث و جدل، محصول رنج، زحمت کشیدن، رنج بردن، تور یاتله، دام

۲

affliction

رنج، رنجورى، پریشانى، غمزدگى، مصیبت، شکنجه، درد

۳

bale

عدل، لنگه، تا، تاچه، مصیبت، بلا، رنج، محنت، رقصیدن

۴

pain

درد، رنج، زحمت، محنت، درد دادن، درد کشیدن

۵

teen

آسیب، غصه، رنج، درد، اندوه، خشم، تنفر، سنین 13 الى 19 سالگى

۶

agony

درد، رنج، تقلا، سکرات مرگ، جانکندن

۷

labor

(labour =) ـ کار، رنج، زحمت، کوشش، درد زایمان، کارگر، عمله، حزب کارگر، زحمت کشیدن، تقلا کردن، کوشش کردن

۸

thraw

حالت نزع، رنج، درد، عصبانیت، خشم، دردبردن، درد کشیدن، پیچ خورده، دررفته

۹

throe

تیر کشیدن (در د)، زایمان، رنج، گیرودار

۱۰

trial

محاکمه، دادرسى، آزمایش، امتحان، رنج، کوشش، سعى

۱۱

labour

(labor =) ـ کار، رنج، زحمت، کوشش، درد زایمان، کارگر، عمله، حزب کارگر، زحمت کشیدن، تقلا کردن، کوشش کردن

۱۲

fatigue

خستگى، فرسودگى، فرسودن، کوفتگى، رنج، خسته شدن

۱۳

discomfort

(discomfiture =) ـ ناراحتى، رنج، زحمت، ناراحت کردن

۱۴

tribulation

محنت، رنج، آزمایش سخت، عذاب، اختلال

۱۵

discomfiture

(discomfort =) ـ ناراحتى، رنج، زحمت، ناراحت کردن

۱۶

mortification

ریاضت، پست کردن، رنج، خجلت، فساد

۱۷

distress

پریشانى، اندوه، محنت، تنگدستى، درد، مضطرب کردن، محنت زده کردن