فرهنگ آریانپور
رم کردن
#۱۰۴٬۳۰۷
shy
خجالتى، کمرو، رموک، ترسو، مواظب، آزمایش، پرتاب، رم کردن، پرت کردن، از جا پریدن
start
شروع، آغاز، آغازیدن، دایر کردن، عازم شدن، شروع کردن، عزیمت کردن، از جا پریدن، رم کردن، مبداء، مقدمه، ابتدا، فرصت، فرجه
boggle
در اثر امرى ناگهان وحشت زده و ناراحت شدن، رم کردن، تامل کردن (در اثر ترس و غیره)، کار سر هم بندى کردن