فرهنگ آریان‌پور

رم‌ کردن

#۱۰۴٬۳۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

shy

خجالتى، کمرو، رموک، ترسو، مواظب، آزمایش، پرتاب، رم کردن، پرت کردن، از جا پریدن

۲

bolt

پیچ، توپ پارچه، از جاجستن، رها کردن راست، به طور عمودى، مستقیما، ناگهان