واژههای فارسی←رگ کردن - بی -فرهنگ آریانپوررگ کردن - بی -#۱۰۴٬۲۲۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱enervateسست کردن، بى رگ کردن، بى حال کردن، جسماً ضعیف کردن، ناتوان کردن، بى اثر کردنواژههای نزدیک در الفبارگ دارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرگ دار کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرگ زدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرگ زنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرگ شناسیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرگ فراخمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر