واژههای فارسی←رگ زنیفرهنگ آریانپوررگ زنی#۱۰۴٬۲۲۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱depletionتهى سازى، رگ زنى، تقلیل، نقصان، تخلیه، نهى سازى۲phlebotomy(پزشکى) رگ زنى، فصد، حجامت، نیشترواژههای نزدیک در الفبارگ جنبامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرگ حیاتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرگ خوابمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرگ دارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرگ دار کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرگ زدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر