فرهنگ آریانپور
رک گو
#۱۰۴٬۱۳۰
frank
رک گو، بى پرده حرف زن، رک، بى پرده، صریح، نیرومند، مجانى، چپانیدن، پر کردن، اجازه عبور دادن، مجانا فرستادن، معاف کردن، مهر زدن، باطل کردن، مصون ساختن
plainspoken
رک گو، صاف و پوست کنده، بى ریا و تزویر
free spoken
رک گو، ساده گو، بى پرده، بى محابا
open
باز، آزاد، آشکار، مفتوح، گشوده، سرگشاده، دایر، روباز، بى آلایش، مهربان، رک گو، صریح، درمعرض، بى پناه، بى ابر، واریز نشده گشودن، گشادن، باز کردن، باز شدن، افتتاح کردن، آشکار کردن بسط دادن، مفتوح شدن، شکفتن، روشن شدن، خوشحال شدن
ingenuous
صاف و ساده، بى تزویر، رک گو، (م.ل.) اصیل
unreserve
(unreserved =) ـ بى پرده گویى، سادگى، بى محابایى، رک گو openhearted
outspoken
پرحرف، رک و راست، رک