فرهنگ آریان‌پور

رک گو

#۱۰۴٬۱۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

frank

رک گو، بى پرده حرف زن، رک، بى پرده، صریح، نیرومند، مجانى، چپانیدن، پر کردن، اجازه عبور دادن، مجانا فرستادن، معاف کردن، مهر زدن، باطل کردن، مصون ساختن

۲

plainspoken

رک گو، صاف و پوست کنده، بى ریا و تزویر

۳

free spoken

رک گو، ساده گو، بى پرده، بى محابا

۴

open

باز، آزاد، آشکار، مفتوح، گشوده، سرگشاده، دایر، روباز، بى آلایش، مهربان، رک گو، صریح، درمعرض، بى پناه، بى ابر، واریز نشده گشودن، گشادن، باز کردن، باز شدن، افتتاح کردن، آشکار کردن بسط دادن، مفتوح شدن، شکفتن، روشن شدن، خوشحال شدن

۵

ingenuous

صاف و ساده، بى تزویر، رک گو، (م.ل.) اصیل

۶

unreserve

(unreserved =) ـ بى پرده گویى، سادگى، بى محابایى، رک گو openhearted

۷

outspoken

پرحرف، رک و راست، رک