فرهنگ آریان‌پور

رک

#۱۰۴٬۱۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

frank

رک گو، بى پرده حرف زن، رک، بى پرده، صریح، نیرومند، مجانى، چپانیدن، پر کردن، اجازه عبور دادن، مجانا فرستادن، معاف کردن، مهر زدن، باطل کردن، مصون ساختن

۲

forthright

رک، سرراست، مستقیما، بى محابا، بیدرنگ

۳

blunt

کند، بى نوک، داراى لبه ضخیم، رک، بى پرده، کند کردن

۴

stark

خشن، زبر، شجاع، خشک و سرد (در مورد زمین)، شاق، قوى، کامل، سرراست، رک، صرف، مطلق، حساس، سفت، سرسخت، پاک، تماماً

۵

plainly

ساده، به طور ساده، به طور واضح، پوست کنده، صریحا، رک

۶

squarely

به شکل چهار گوش ؛ رک، مستقیما، صریحا

۷

straight

راست، مستقیم، مستقیما، درست، رک، صریح، بى پرده، راحت، مرتب، عمودى، افقى، به طور سرراست

۸

downright

صرفاً، محض، خالص، مطلق، (مجازى) رک، ساده

۹

outspoken

پرحرف، رک و راست، رک

۱۰

straightish

راست، مستقیم، رک، سر راست

۱۱

straightforward

راست، درست، بى پرده، رک، سر راست، آسان

۱۲

point blank

مقابل هدف، روبه نشان، مستقیم، رک

۱۳

straight out

راست حسینى، یکراست، رک، مستقیما، بى پرده

۱۴

free

آزاد، مستقل، میدانى، مطلق، اختیارى، مختار، مجانى، رایگان، سخاوتمندانه، روا، مجاز، منفصل، رها، به طور مجانى، آزاد کردن، ترخیص کردن واژه هاى شامل

۱۵

baldly

طاس، بى مو، کل، برهنه، (مجازى) بى لطف، ساده، بى ملاحت، عریان، کچل، طاس شدن bald

۱۶

direct

مستقیما، سر راست، یکراست، بى درنگ

۱۷

candid

بى تزویر، منصفانه، صاف و ساده