اسوده
#۱۰٬۳۹۸
calm
آرامش، بى سر و صدایى، آسوده، سکوت، آرام، ساکت، ساکن آرام کردن، ساکت کردن، فرو نشاندن
easy
آسان، سهل، بى زحمت، آسوده، ملایم، روان، سلیس
snug
آماده و مجهز، گرم و نرم، به اندازه، راحت و آسوده، امن و امان، دنج، راحت، آسوده، غنودن، به طور دنج قرار گرفتن
tranquil
آرام، آسوده، بى جنبش، درحال سکون
sure
یقیناً، محققاً، مسلماً، به طور حتم
comfy
(comfortable =) ـ راحت، خوشایند
loose
شل، سست، لق، گشاد، ول، آزاد، بى ربط، هرزه، بى بند و بار، لوس و ننر، بى پایه، بى قاعده، رها کردن، در کردن (گلوله و غیره)، منتفى کردن، برطرف کردن، شل و سست شدن، نرم و آزاد شدن، حل کردن، از قید مسئولیت آزاد ساختن، سبکبار کردن، پرداختن
quiet
(quieten =) ـ آرام کردن، تسکین دادن، ساکت کردن، خموش، آرامش، سکون، رفاه، آرام، ساکن، خاموش، بیصدا
casual
اتفاقى، غیر مهم، غیر جدى
leisure
با فراغت خاطر، تفریحانه، به آهستگى
restful
پر آسایش
reposeful
متکى، غنوده
comfortable
راحت، خوشایند