فرهنگ آریان‌پور

اسودن

#۱۰٬۳۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

rest

آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده

۲

nestle

آشیان گرفتن، لانه کردن، آسودن، در آغوش کسى خوابیدن

۳

nubuckle

استراحت کردن، سگک یا چفت و بست را باز کردن، آسودن

۴

unbuckle

استراحت کردن، سگک یا چفت و بست را باز کردن، آسودن

۵

sink

(past: sank, sunk ; past participle: sunk) ـ چاهک، فرو رفتن، فروبردن، دست شویى آشپزخانه، وان دستشویى، رسوخ، ته نشینى، حفره یا گودال، نزول کردن، غرق شدن، ته رفتن، نشست کردن، گود افتادن

۶

quiet

(quieten =) ـ آرام کردن، تسکین دادن، ساکت کردن، خموش، آرامش، سکون، رفاه، آرام، ساکن، خاموش، بیصدا

۷

relax

لینت دادن، شل کردن، کم کردن، تمدد اعصاب کردن، راحت کردن

۸

lounge

لمیدن، لم دادن، محل استراحت و لم دادن، اتاق استراحت، سالن استراحت، صندلى راحتى، تن آسایى، وقت گذرانى به بطالت

۹

repose

گذاردن، آرمیدن، دراز کشیدن، غنودن، سامان، آسودگى، استراحت

۱۰

unbend

(past: unbent ; past participle: unbent) ـ باز کردن، رها کردن، شل کردن، راست کردن