فرهنگ آریان‌پور

اسودگی

#۱۰٬۳۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

relief

آسودگى، راحتى، فراغت، آزادى، اعانه، کمک، امداد، رفع نگرانى، تسکین، حجارى برجسته، خط بر جسته، بر جسته کارى، تشفى، ترمیم، آسایش خاطر، گره گشایى، جبران، جانشین، تسکینى

۲

convenience

آسودگى، راحتى، (در جمع) تسهیلات

۳

ease

آسانى، سهولت، آسودگى، راحت کردن، سبک کردن، آزاد کردن

۴

repose

گذاردن، آرمیدن، دراز کشیدن، غنودن، سامان، آسودگى، استراحت

۵

comfort

راحت، آسودگى، آسایش، مایه تسلى، دلدارى دادن (به)، آسایش دادن

۶

vacation

تعطیل، بیکارى، مرخصى، مهلت، آسودگى، مرخصى گرفتن، به تعطیل رفتن

۷

tranquility

(tranquillity =) ـ آرامش، آسودگى، آسایش خاطر، راحت

۸

tranquillity

(tranquility =) ـ آرامش، آسودگى، آسایش خاطر، راحت

۹

rest

آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده

۱۰

leisure

با فراغت خاطر، تفریحانه، به آهستگى

۱۱

quietude

(quietness =) ـ آرامش، سکون ranquility

۱۲

relaxation

سست سازى، تخفیف، تمدد اعصاب، استراحت