فرهنگ آریان‌پور

اسناد کردن

#۱۰٬۳۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

impute

نسبت دادن، بستن، اسناد کردن، دادن، تقسیم کردن، متهم کردن

۲

ascribe

نسبت دادن، اسناد دادن، دانستن، حمل کردن (بر)، کاتب، رونویس بردار