فرهنگ آریان‌پور

رفت و امد روزانه‌ کردن

#۱۰۳٬۵۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

commute

تبدیل کردن، مسافرت کردن با بلیط تخفیف دار، هر روزاز حومه به شهر و بالعکس سفر کردن