فرهنگ آریان‌پور

رفت و امد

#۱۰۳٬۵۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

traffic

(traffick =) ـ عبور و مرور، آمد و شد، شد و آمد، رفت و آمد، عبو و مرور وسایط نقلیه، داد و ستد، ارتباط، کسب کالا، مخابره، آمد و شد کردن، تردد کردن

۲

footwork

کارپایى، استفاده از پا، رفت و آمد، پادوى

۳

traffick

(traffic =) ـ شد و آمد، آمد و شد، رفت و آمد، عبو و مرور، وسایط نقلیه، داد و ستد ارتباط، کسب، کالا، مخابره، آمد و شد کردن، تردد کردن

۴

truck

معامله کردن، سر و کار داشتن با، مبادله، معامله خرده ریز، بارکش، کامیون، واگن روباز، چرخ باربرى