فرهنگ آریان‌پور

رضایت

#۱۰۳٬۴۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

consent

رضایت، موافقت، راضى شدن، رضایت دادن

۲

contentment

رضایت، قناعت، خرسندى

۳

acquiescence

رضایت، تن در دادن، موافقت

۴

assent

موافقت کردن، رضایت دادن، موافقت، پذیرش

۵

adhesion

چسبیدگى، الصاق، (مجازى) طرفدارى، رضایت، موافقت، (پزشکى) اتصال و پیوستگى غیر طبیعى سطوح در آماس، (گیاه شناسى) آمیزش و به هم آمیختگى طبیعى قسمت هاى مختلف، (حقوق) الحاق، انضمام، قبول عضویت، همبستگى، توافق، الحاق دولتى به یک پیمان، کشش سطحى، دوسیدگى

۶

euphoria

رضامندى، خوشى، خوشحالى، رضایت، مشاط

۷

concurrence

موافقت، توافق، دمسازى، رضایت، تصادف

۸

satisfaction

خوشنودى، خرسندى، رضامندى، رضایت، ارضاء

۹

nod

تکان دادن سر بعلامت توافق، سرتکان دادن، با سر اشاره کردن، تکان سر

۱۰

accord

جور کردن، وفق دادن، آشتى دادن، تصفیه کردن، اصلاح کردن، موافقت کردن (با)، قبول کردن سازگارى، موافقت، (موسیقى) توافق، هم آهنگى، دلخواه، طیب خاطر، (حقوق) مصالحه، پیمان، قرار، پیمان غیر رسمى بین المللى

۱۱

content

محتوى، مضمون، گنجایش، حجم، مقدار، مندرجات، مفاد، خوشنود، راضى، راضى کردن، قانع کردن، خرسند، خرسند کردن

۱۲

approval

تصویب، موافقت، تجویز

۱۳

accession

نزدیکى، ورود، دخول، پیشرفت، افزایش، نیل (بجاه و مقام بخصوص سلطنت)، جلوس، (پزشکى) شیوع، بروز، (حقوق) تملک نما ى، شیى اضافه یا الحاق شده، نمائات (حیوان و درخت)، تابع وصول، الحاق حقوق، شرکت در مالکیت بترتیب خرید وارد دفتر و ثبت کردن

۱۴

compliance

قبول، اجابت، بر آوردن

۱۵

submission

مطیع، تابع، تسلیم، واگذارى، تفویض، فرمانبردارى، اطاعت، اظهار اطاعت، انقیاد

۱۶

approbation

تصویب، قبولى، موافقت، پسند