رضایت
#۱۰۳٬۴۲۹
consent
رضایت، موافقت، راضى شدن، رضایت دادن
contentment
رضایت، قناعت، خرسندى
acquiescence
رضایت، تن در دادن، موافقت
assent
موافقت کردن، رضایت دادن، موافقت، پذیرش
adhesion
چسبیدگى، الصاق، (مجازى) طرفدارى، رضایت، موافقت، (پزشکى) اتصال و پیوستگى غیر طبیعى سطوح در آماس، (گیاه شناسى) آمیزش و به هم آمیختگى طبیعى قسمت هاى مختلف، (حقوق) الحاق، انضمام، قبول عضویت، همبستگى، توافق، الحاق دولتى به یک پیمان، کشش سطحى، دوسیدگى
euphoria
رضامندى، خوشى، خوشحالى، رضایت، مشاط
concurrence
موافقت، توافق، دمسازى، رضایت، تصادف
satisfaction
خوشنودى، خرسندى، رضامندى، رضایت، ارضاء
nod
تکان دادن سر بعلامت توافق، سرتکان دادن، با سر اشاره کردن، تکان سر
accord
جور کردن، وفق دادن، آشتى دادن، تصفیه کردن، اصلاح کردن، موافقت کردن (با)، قبول کردن سازگارى، موافقت، (موسیقى) توافق، هم آهنگى، دلخواه، طیب خاطر، (حقوق) مصالحه، پیمان، قرار، پیمان غیر رسمى بین المللى
content
محتوى، مضمون، گنجایش، حجم، مقدار، مندرجات، مفاد، خوشنود، راضى، راضى کردن، قانع کردن، خرسند، خرسند کردن
approval
تصویب، موافقت، تجویز
accession
نزدیکى، ورود، دخول، پیشرفت، افزایش، نیل (بجاه و مقام بخصوص سلطنت)، جلوس، (پزشکى) شیوع، بروز، (حقوق) تملک نما ى، شیى اضافه یا الحاق شده، نمائات (حیوان و درخت)، تابع وصول، الحاق حقوق، شرکت در مالکیت بترتیب خرید وارد دفتر و ثبت کردن
compliance
قبول، اجابت، بر آوردن
submission
مطیع، تابع، تسلیم، واگذارى، تفویض، فرمانبردارى، اطاعت، اظهار اطاعت، انقیاد
approbation
تصویب، قبولى، موافقت، پسند