فرهنگ آریان‌پور

رضامند

#۱۰۳٬۴۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

willing

خواست، اراده، میل، خواهش، آرزو، نیت، قصد، وصیت، وصیت نامه، خواستن، اراده کردن، وصیت کردن، میل کردن، فعل کمکى " خواهم " will

۲

submissive

مطیع، فروتن، حلیم، خاضع، خاشع، سر به زیر

۳

subordinate

تابع، مادون، مرئوس، وابسته، فرعى، پایین تر، تابع قرار دادن، زیردست یا مطیع کردن، فرمانبردار