فرهنگ آریانپور
رضامند
#۱۰۳٬۴۲۴
willing
خواست، اراده، میل، خواهش، آرزو، نیت، قصد، وصیت، وصیت نامه، خواستن، اراده کردن، وصیت کردن، میل کردن، فعل کمکى " خواهم " will
submissive
مطیع، فروتن، حلیم، خاضع، خاشع، سر به زیر
subordinate
تابع، مادون، مرئوس، وابسته، فرعى، پایین تر، تابع قرار دادن، زیردست یا مطیع کردن، فرمانبردار