فرهنگ آریان‌پور

رسوخ کردن

#۱۰۳٬۰۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

transpierce

رسوخ کردن، سرتاسر سوراخ کردن، سرتاسر سوراخ شدن

۲

soak

خیساندن، خیس خوردن، رسوخ کردن، به وسیله مایع اشباع شدن، غوطه دادن، در آب فرو بردن، عمل خیساندن، خیس خورى، غوطه، غوطه ورى، غسل

۳

pierce

خلیدن، سپوختن، سوراخ کردن (با نیزه و چیز نوک تیزى)، سفتن، فرو کردن (نوک خنجر و غیره)، شکافتن، رسوخ کردن

۴

perforate

سوراخ کردن، سفتن، منگنه کردن، رسوخ کردن