فرهنگ آریان‌پور

رسوخ

#۱۰۳٬۰۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

seepage

رسوخ، چکه، نفوذ، مقدار رسوخ شده

۲

interpenetration

رسوخ

۳

ooze

شیره، شهد، چکیده، جریان، جارى، رسوخ، لجنزار، بستر دریا، تراوش کردن، آهسته جریان یافتن، بیرون دادن، لاى

۴

seep

تراوش طبیعى، رسوخ، چکه، تراوش کردن، از میان سوراخ هاى ریز نفوذ کردن، چکه کردن

۵

sink

(past: sank, sunk ; past participle: sunk) ـ چاهک، فرو رفتن، فروبردن، دست شویى آشپزخانه، وان دستشویى، رسوخ، ته نشینى، حفره یا گودال، نزول کردن، غرق شدن، ته رفتن، نشست کردن، گود افتادن

۶

transfusion

تزریق، نقل و انتقال، رسوخ، تزریق خون

۷

transudation

فرانشت، تراوش، ترشح، نفوذ، رسوخ، عرق breakthrough

۸

permeation

نفوذ، تراوش، نشت

۹

penetration

نفوذ کاوش، نفوذ، حلول، کاوش، زیرکى، کیاست، فراست

۱۰

infiltration

نفوذ، تصفیه